خرید بک لینک
آورده اند که، عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت.

مردی که آنجا بود عابد را شناخت.

به نانوا گفت این مرد را می شناسی؟

گفت : نه

مرد گفت : فلان عابد بود

نانوا گفت : من از مریدان اویم

دنبالش دوید و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد

برچسب: نویسنده: حمید فراهانی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 15:22

صفحه بندی